تبليغاتX
اعتراض به تخلفات آشکار در انتخابات ارتش وحشی

قطعا مترجم گوگل یکی از ابزارهای مفید و پرکاربرد در جهان هست، هرچند این نرم افزار توانایی برگردان کامل و بی‌عیب و نقض را ندارد، اما می‌تواند برای متون ساده یا عنوان‌ها، مترجم خوبی باشد. وقتی زبان فارسی (بطور آزمایشی) را در بین زبان‌های گوگل دیدم، بسیار خوشحال شدم و البته با دیدن فارسی شدن فیس بوک، این خوشحالی دو چندان شد.

به هر ترتیب، فکر می‌کنم تحولات اخیر ایران اسباب اهم شدن ایرانی‌ها و زبان فارسی را در دنیا فراهم کرده باشد...اگر این روند ادامه پیدا کنه، احتمالا بسیاری از سایت‌های پر مخاطب دیگه هم زبان فارسی را به زبان‌های خودشون اضافه می‌کنند.

مترجم گوگل

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت  17:1   در تاریخ  جمعه بیست و نهم خرداد 1388   توسط  گاتیک مَن  | 

بعضی وقت‌ها مسئولین نظام بیکار می‌شوند و چیزهای عجیب و غریبی را سر راه این جوانان می‌گذارند، بنده نیز از صافی گذشتم...شما هم از صافی بگذرید...در مجموع اینترنت از صافی نگذشته هیچ چیز خوبی نداره، مثل تفاله چایی که تو قوری باشه!

 دانلود کنید! نوش جان.

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت  22:37   در تاریخ  چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388   توسط  گاتیک مَن  | 

به نام رنگ سبز، رنگ بهار، رنگ دوستی، سرود حیات و نغمه آزادی...

به نام تنی که رخت خون بر تن نکرد...سرخی شمر را رنگ خود نکرد...

به نام سبزپوشان هر دو هستی...پیروان اهل بیت و راه حق پرستی...

به نام دوم خرداد سید...موج سوم، روزی چون عید...

به نام آنانکه به دنبال ره او...شدند برنسیم سبز به هر کو...

به نام آنان که خود پیاده...همه مردم را می‌کنند سواره...

به نام مردی که اهل شعار نیست...زیر پرچم خلیج عربی سینه زن نیست...

 به نام آنکه بخشنده خاک وطن نیست...سوژه‌ی طنز خاص و عام نیست...

به نام مرد فرهنگ...مرد در جنگ...

به نام موسوی و جدش احمد.

 

بخشی از برنامه‌های اجتماعی میرحسین موسوی:

 

1- از بین بردن نگاه امنیتی به اقوام

2- ایجاد امنیت اجتماعی و مبارزه با تعرض به حریم شخصی مردم

3- تضمین حقوق بشر و اعمال آن در ایران

4- حذف زندانی سیاسی و ایجاد آزادی بیان

5- حمایت از پدید آورندگان آثار ادبی، هنری و علمی و از بین بردن ترس از تعقیب و مجازات‌های ناروا

6- از بین بردن بی‌اعتمادی نسبت به دانشجویان و برخورد با آن‌ها

7- اصلاح وضعیت گزینشی کنکور (بومی کردن و تبعیض جنسی)

 

جهت گیری‌های اصلی اقتصادی میرحسین موسوی:

 

1- حمایت از بخش‌های مولد

2- عدالت اجتماعی با بالندگی اقتصادی

3- مهار زیاده خواهی‌های گروه‌های غیر مولد

 

در نهایت اینکه میرحسین موسوی معجزه نمی‌کند و هیچ کس هم به یکباره وضعیت نابه سامان فعلی را نمی‌تواند اصلاح کند، بلکه آنچه ما و دیگران را به ایجاد نهضت سبز واداشته، نگرانی از به هدر رفتن و نابودی منابع اقتصادی و فرهنگی کشور و ترویج عوام فریبی و تظاهر است.

 

برنامه‌های میرحسین موسوی از همان روز اول که وارد انتخابات ریاست جمهوری شد کاملا شفاف بوده و هست، اما رسانه‌های گروهی به حدی به سرکوب، تحریف و سانسور می‌پردازند، که جایی برای بیان آن‌ها نمی‌گذارند، بنابر این طرح رسانه سبز، هر نفر یک ستاد، تنها رسانه میرحسین موسوی است، بنابر این رسانه ما سینه به سینه، از دل به دل می‌روید تا گلستان سبز همه جا را در بر گیرد.

 

هدف از نهضت سبز، هدف میرحسین موسوی، هدف از اصلاحات، ایجاد ایرانی برای همه‌ی ایرانی‌هاست، همان ایران سبز.

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت  15:53   در تاریخ  سه شنبه دوازدهم خرداد 1388   توسط  گاتیک مَن  | 

مچ بند سبز

ساعت 4 رفتیم ورزشگاه حجاب، نزدیک به چهار ساعت انتظار کشیدیم برای اینکه سید رو ببینیم، چهار ساعتی که همه‌اش شعار دادیم، همه‌اش پایکوبی کردیم و با تنها مچ بند و شال سبزمون به آینده امیدوار بودیم...امیدواری که با فریادهای یک یا حسین تا میر حسین توام شده بود.

گرما رو تحمل کردیم، تشنگی رو تحمل کردیم، شلوغی و فشار جمعیت رو هم تحمل کردیم، آخرش وقتی سید اومد، اون جلو فقط به اندازه یه دست باهاش فاصله داشتم، تمام سختی‌ها می‌ارزید تا فقط یک بار روی میرحسین رو از نزدیک ببینیم...فشار جمعیت از پشت که هل می‌دادن، فشار نسیمی‌ها که از جلو هل می‌دادن، یکدفعه تا به خودم اومدم رو جایگاه نشسته بودم و سید پشت سر من بود!

سید محافظاش زیاد نبود...سید تو سیل سبز خائن نداره...سید کسی رو با پول نخریده...سید به کسی حتی سیب زمینی هم نداده...سید فقط جوونا رو داره...جوونای امروز، دیروز و برادرای هم سنگرش رو...

چندین بار ترانه‌های مختلفی مثل ای ایران، سر اومد زمستون، یار دبستانی من، اندک اندک، اولین سرود ملی ایران و ... رو پخش کردن، ترانه‌هایی که با پایکوبی و همخونی همه همراه بود. ترانه‌هایی که هر لحظه امید و همبستگی رو بین جمعیت بیشتر می‌کرد...همبستگی که تا چند ساعت بعد از مراسم ادامه داشت...جمعیت‌های متحدی که حتی نیروی انتظامی هم دیگه کاری باهاشون نداشت.

شعارها:
دولت سیب زمینی، نمی‌خوایم نمی‌خوایم.
بیست و سی حیا کن، اصلاحات و رها کن.
یه یا حسین تا میر حسین.
حالا لای لای...لا لا لای لای...گشته ارشاد...دیگه بای بای.
موسوی، موسوی، حمایتت می‌کنیم.
موسوی، کروبی، اتحاد اتحاد.
زنده باد اصلاحات.
درود بر خاتمی، سلام بر موسوی
نصر من الله و فتح قریب، مرگ بر این دولت مردم فریب.
بهشتی، بهشتی، تو مردی از بهشتی.
رئیس جمهور ایران، موسی با سی میلیون.
و شاید چیزای دیگه که یادم نیست.

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت  0:1   در تاریخ  دوشنبه یازدهم خرداد 1388   توسط  گاتیک مَن  | 

جلسه ادبیات

استاد: دریا بی ساحل اینجا استعاره است از...

دانشجو: مادر

استاد می خندد و بعد می گوید: نه، دریای بی پایان

 

جلسه ریاضی

استاد: پس اینطوری به جواب میرسیم.

ملت دانشجو:

استاد: چرا اینطوری نگاه می کنید؟

دانشجو: استاد این چطوری اینطوری شد؟

استاد: یعنی چی؟ خوب مخرج  مشترک گرفتیم!

دانشجو: استاد این دیگه چیه، قبلا نگفته بودی!

استاد: یعنی شماها مخرج مشترک گرفتن هم بلد نیستید؟ مال چهارم دبستانه!

دانشجو: استاد من دیشب یادم نیست شام چی خوردم، چه توقعی داری این و یادم بیاد!

 

جلسه زبان انگلیسی

سوال مسئله: what is your name?

دانشجو روی تخته سفید (وایت برد)  مینویسد: I am name is ...

استاد سرش را می گیرد و بعد آه عمیقی می کشد.

 

جلسه اخلاق اسلامی

استاد: «از صبح دارم درس میدم، گلوم خشک شده...» بعد از توی لیوان پلاستیکی یکم آب میخوره و بر میگرده به سمت تخته سفید تا چیزایی رو بنویسه.

دانشجویی که جلوی میز سخنرانی نشسته بقیه آب رو یک نفس سر میکشه و  لیوان خالی رو میزاره روی میز، استاد بر میگرده و می خواد باز آب بخوره که لیوان خالیه و استاد این شکلی:

استا در حال درس دادن.

همه دانشجوها:

 پ.ن: این عتیقه های عزیز، بچه های کار و دانش یا حساب داری بودن. بیخود فنی های کامپیوتر رو خز نکنید، ما پرچممون از  ریاضی ها هم بالاتره... بیخودی ریاضی پودمانی و فیزیک الکترونیک نمی خونیم که...

پ.ن: ممنون از آرش بخاطر آپش، ولی هموار معتقدم تولد بازی ماله دختراست!

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت  11:12   در تاریخ  یکشنبه بیستم اردیبهشت 1388   توسط  گاتیک مَن  | 

 پس از تحقیقات بسیار، دوباره این ذهن مریض بنده تصمیم گرفت از وضعیت زنان در ایران باستان بنویسد، علی الحال فکر نکنید که این مقاله غرض‌ورزی به تاریخ پاک و بی‌عیب و نقص ایران دارد، بلکه هدف خاصی را دنبال می‌کند که انشالله شما ملت غیور و فهیم آن را درک خواهید کرد.

نگاهی به وضعیت پوشش:

یکی از مشکلاتی که از اسلام می‌گیرند، وضعیت ظاهری اجباری و پوششی است که اسلام برای زنان قائل شده است. اما جالب است بدانید زنان ایرانی از ابتدا محجبه بوده‌اند و این چیزی جدید نیست که دست آورد اجبار باشد، بلکه هنجاری باستانی است!

در خرده اوستا، فصل آفرینگان دهمان، چنین مي‌فرماید: همگان نامی ز تو بر گوییم و همگان سَر خود را می‌پوشیم و آن گاه به درگاه دادار اهورمزدا نماز می‌کنیم.

عفاف زنان باستان ایرانی و البته زرتشتی بسیار ارجمند و مهم بوده است، به طوری که در تورات، باب استر، آیه ۱ نوشته شده است، وقتی خشایارشا از همسرش وشی طلب برهنگی در جمع را می‌کند، وی قبول نمی‌کند و بدین سان عنوان ملکه را از دست می‌دهد ولی استر یهودی اینکار را به درخواست خشایارشا می‌کند.

راستی دقت کردید چرا یک زن برهنه روی کتیبه‌های ایران نیست؟

پ.ن: البته اینا همه‌اش ماله قدیماست که زنا رو با گاو و گوسفند معامله می‌کردند یا اگر خیلی خوب بودن با طلا و نقره معاوضه می‌شدن...الان بهتره هر کسی خودش وضعیت ظاهریش رو انتخاب کنه به ما و ادیان یکتا پرستی هم ربطی نداره که بقیه چطوری می‌پوشن و چطوری می‌گردن.

در آئین زرتشتی: (لطفا با جنبه‌هاش بخونند...مطلب تاریخی است!)

زنان را در قاعدگی راهی دشتانستان می‌کردند/می‌کنند تا مردان و اجسام در تماس با آن‌ها را نجس نکنند:

یکی از قوانین آئین زرتشتی همین است، یعنی وقتی زن به این دوره رسید وی را از خانه بیرون می‌کردند و خلاصه زن حق انجام هیچ عملی نداشته و باید تمام این مدت رو در دشتانستان (کلبه مخصوص این موضوع) می‌مونده و وقتی این دوره تموم می‌شده می‌تونسته از دشتانستان بیاد بیرون و البته بد نیست بدونید قبلش باید غسل می‌کرده.

پ.ن: صد رحمت به ادیان ابراهیمی که به همون غسل خالی بسنده کردن و طرف رو حبس نمی‌کردند.

ازدواج در ایران باستان:

یک مدل مشابه با عقد امروزی به اسم " زنیِ پادِخشای" وجود داشته، یعنی تمام اجازه و امتیازات دختر از پدر به داماد منتقل می‌شده.

یک مدل مثل صیغه کردن داشتیم، که بسی از دید همسران اول نکوهیده است ولی نیاز به اثبات نداره، چون همه ثروتمندان و پادشاهان در داشتن حرمسرا بسیار مشهور بودند.

یک مدل خیلی بی‌غیرت گونه به اسم "چگر" وجود داشته، مردی که توانایی باردار کردن همسرش رو نداشته، اون رو به یه مرد دیگه می‌داده تا این لطف رو در حقش بکنه.

یک مدل خیلی زشت گونه به اسم "خویدوده" وجود داشته، که همان وضعیت ازدواج فامیلی و اینا بوده.

پ.ن: درج مطلب شده از تاریخ دریایی، صفحات 172، 177 و البته در مورد خویدوده می‌شه به یک نمونه سلطنتی در درباره هخامنشی نیز اشاره داشت.

جستار وابسته


زنان دیو سیرت یا فرشتگان آسمانی؟

 

-------پایان-------

پ.ن: یه چیزای دیگه‌ای هم برای گفتن داشتم که از گفتنشون پشیمون شدم...به قول یارو گفتنی...بزار ملت با اسطوره سازی گذشته، عقده‌ها و کمبودهای فعلیشون رو تخلیه کنن...ما هم با خوشحالی این ملت خوشحالیم.

پ.ن: بازم می‌گم مطالب منبع داشت و اگر فکر می‌کنید منابع مشکل دارند، یخه من رو نگیرید، برید به زرتشت و دریایی و کتیبه‌های ایران گیر بدید و در ادامه اینکه با نظرات دقیقتون می‌تونید بنده رو خوشحال کنید.

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت  3:46   در تاریخ  یکشنبه چهارم اسفند 1387   توسط  گاتیک مَن  | 

نمادها طرح‌هایی مفهومی هستند که همواره ذهن هر انسان کنجکاوی را تحریک می‌کنند و از اونجایی که مطمئنم جالب خواهد بود، امروز دو نماد خیلی جالب رو براتون می‌خوام بزارم که شباهت‌هاشون انکار ناپذیره و البته برادر یکدیگر هم هستن...حالا خودتون قضاوت کنید:

نماد سپاه پاسداران

نماد حزب الله لبنان

شباهت‌ها:

الف) اسلحه‌های کلاشینکوف و دست‌ها

ب) شعار مکتوب بالای هر دو اسلحه

ج) ساقه‌های گندم در هر دو تصویر

د) کره زمین در هر دو تصویر

ه) خط‌های عمودی و راه راه موجود در هر دو تصویر

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت  18:16   در تاریخ  جمعه هجدهم بهمن 1387   توسط  گاتیک مَن  | 

جستار وابسته