تبليغاتX
اعتراض به تخلفات آشکار در انتخابات ارتش وحشی

 

آن زمان که می‌کشیدم من چشدیم طعم شیرینی ز غم را... (فقط همین ویرایش شد)

آن زمان که می‌نشینم من مي‌نویسم حس نداشته دیگری را...

آن زمان که می‌شنیدم من غریبم بین جمع دلدادگان را...

آن زمان که می‌گریستم من چه پستم، نکردم خلف وعده با خدا را...

آن زمان که می‌شکستم من عهد و پیمان خویش با نفس خود را...

باز نشستم...باز به توبه...گفتم دوستت دارم ای خدایا...

 

این یک قطعه ادبی بود توی پنج دقیقه به ذهنم رسید و سریع نوشتنمش، از مفهومش هنوز سر درگم هستم ولی خوب این چیزی بود که از ذهنم یک دفعه جاری شد...ولی گنگه برام...به هر صورت نوشتم...بیاید رمزگشایی کنید.

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت  22:51   در تاریخ  جمعه بیست و یکم تیر 1387   توسط  گاتیک مَن  | 

یک معادله از قدیم شاید از وقت خلقت آدم و حوا وجود داشته که همیشه ذهن آدم رو مشقول می‌کرده...شایدم بهتر باشه بگیم ذهن انسان‌ها رو...شاید خیلی ها به جواب من رسیده باشند، شاید هم من اولین نفر باشم که براش دارم اینطوری توجیح می‌نویسم، ولی به هر جهت،‌ معادله ما چیزی نیست جز :‌ عشق بهتر است یا ثروت ؟

 

جواب خیلی ساده است و یک جواب بیشتر نداره، همه ثروت رو می‌خوان تا عشق رو تجربه کنن یا بدست بیارن یا باهاش عشقشون رو در رفاه قرار بدن، حالا وقتی عشق نباشه پس ثروت عملا به درد نمی‌خوره...حالا بازش می‌کنم براتون..

 

عشق و تجربه کردن یا بدست آوردن: منظورم از این جمله دقیقا عشق نبود، بلکه عشق مادی بود...خیلی‌ها دنبال این هستن با پول به قدرت برسن، به جایگاه امن اجتماعی یا حتی یک شخصیت و وجه خوب در عموم پیدا کنن یا عشق دیگران رو بخرن، من به این میگم عشق دنیایی...

 

عشقشون رو در رفاه قرار بدن: خوب این خیلی ساده است، بیشتر کسانی که واقعا عاشق می‌شن، ماله و ثروت دنیا رو دیگه برای خودشون نمی‌خوان،‌ دوست دارن عزیزانشون رو با ثروت در رفاه و بی‌نیازی قرار بدن، چه کسی هست که دوست نداشته باشه عزیزش در بهترین شرایط زندگی کنه؟

 

خوب این پست کوتاه اما پر معنی نیز نوشته شد تا چیز‌هایی ثابت بشه، از جمله اینکه ثروت اصلا بدون عشق ارزش نداره...و البته عشق مادی که اول بهش اشاره کردم نه، چون اونم مثل ثروت از بین میره...بلکه عشق معنوی منظورم بود...حالا شما ثروت رو برای چی می‌خواید؟

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت  20:58   در تاریخ  یکشنبه نهم تیر 1387   توسط  گاتیک مَن  | 

بالاخر بعد از این همه وقت و رد کردن فشار بحث‌های نه چندان جالب دوستان و نگاه کورکورانه‌اشون حوصله‌ام بر گشت یک چیزی بنویسم که نظرم و جلب کرده بودم، دقت کردید که چقدر توی این چند سال یعنی بعد از انقلاب کاربرد‌های امام زاده‌ها و مساجد پیشرفت کرده!

 

خب 50 سال پیش رو در نظر می‌گیریم:

 

1- مسجد/ امام زاده محل عبادت

2- مسجد/ امام زاده مکانی مقدس که به آن خدا خانه هم می‌گفتن

3- مسجد/ امام زاده مکانی برای آرامش،‌ اعتراض و محلی امن و حفظ شده برای کسانی بود که بهش پناه می‌آوردن

4- مسجد/ امام زاده جای ادای نذر بود

5- مسجد/ امام زاده محلی برای نیکوکارا بود

و...

 

خب سال 1387 رو در نظر می‌گیریم:

 

1- اولین چیزی که دیدم و خیلی مصرف می‌شه...دستشویی امام زاده یا مسجد‌ها، مخصوصا اونایی که توی مکان‌های شلوغ یا بین راهی هستن!

2- محلی شده برای مفت خورها که میان نذری بخورن! ( مکانی برای گرد همایی لاشخور‌ها )

3- محلی برای سوء استفاده از عواطف مردم.

4- محلی برای چاپیدن مردم به بهانه ساخت و تعمیر و بازسازی و گسترش محل

5- محلی مناسب برای جیب بر ها

6- محلی مناسب برای تکدی گری

7- محلی مناسب برای کسب اعتبار و القاب مختلف در بین عوام ( حاجی، حاج آقا، سید و ... )

8- مکانی برای گرد همایی بسیجیان ( البته بسیجیان دنبال مزایایی چون: دفع خدمت، دفع کنکور، دفع گرفتاری، داشتن مزایای و در اولویت بودن برای کار گرفتن در همه جا، داشتن بن تخفیف در استفاده از اماکن دولتی، داشتن اسباب و وسایل لازم برای یک رزمنده ( بی‌سیم، گاز، تفنگ و..)، قدرت گیر دادن به مردم ( به میزان لازم) و در کل جایی برای ارضای عقده‌های روانی)

۹- مکانی برای بچه دزدی ( به نقل از علی نیوز )

و...

 

به نظرتون واقعا دست آورد اسلامی سازی باید این باشه؟ به نظرم تاثیر معکوس داشته!

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت  1:14   در تاریخ  پنجشنبه ششم تیر 1387   توسط  گاتیک مَن  | 

جستار وابسته