تبليغاتX
اعتراض به تخلفات آشکار در انتخابات ارتش وحشی
جلسه ادبیات

استاد: دریا بی ساحل اینجا استعاره است از...

دانشجو: مادر

استاد می خندد و بعد می گوید: نه، دریای بی پایان

 

جلسه ریاضی

استاد: پس اینطوری به جواب میرسیم.

ملت دانشجو:

استاد: چرا اینطوری نگاه می کنید؟

دانشجو: استاد این چطوری اینطوری شد؟

استاد: یعنی چی؟ خوب مخرج  مشترک گرفتیم!

دانشجو: استاد این دیگه چیه، قبلا نگفته بودی!

استاد: یعنی شماها مخرج مشترک گرفتن هم بلد نیستید؟ مال چهارم دبستانه!

دانشجو: استاد من دیشب یادم نیست شام چی خوردم، چه توقعی داری این و یادم بیاد!

 

جلسه زبان انگلیسی

سوال مسئله: what is your name?

دانشجو روی تخته سفید (وایت برد)  مینویسد: I am name is ...

استاد سرش را می گیرد و بعد آه عمیقی می کشد.

 

جلسه اخلاق اسلامی

استاد: «از صبح دارم درس میدم، گلوم خشک شده...» بعد از توی لیوان پلاستیکی یکم آب میخوره و بر میگرده به سمت تخته سفید تا چیزایی رو بنویسه.

دانشجویی که جلوی میز سخنرانی نشسته بقیه آب رو یک نفس سر میکشه و  لیوان خالی رو میزاره روی میز، استاد بر میگرده و می خواد باز آب بخوره که لیوان خالیه و استاد این شکلی:

استا در حال درس دادن.

همه دانشجوها:

 پ.ن: این عتیقه های عزیز، بچه های کار و دانش یا حساب داری بودن. بیخود فنی های کامپیوتر رو خز نکنید، ما پرچممون از  ریاضی ها هم بالاتره... بیخودی ریاضی پودمانی و فیزیک الکترونیک نمی خونیم که...

پ.ن: ممنون از آرش بخاطر آپش، ولی هموار معتقدم تولد بازی ماله دختراست!

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت  11:12   در تاریخ  یکشنبه بیستم اردیبهشت 1388   توسط  گاتیک مَن  | 

جستار وابسته