بعضی وقتها مسئولین نظام بیکار میشوند و چیزهای عجیب و غریبی را سر راه این جوانان میگذارند، بنده نیز از صافی گذشتم...شما هم از صافی بگذرید...در مجموع اینترنت از صافی نگذشته هیچ چیز خوبی نداره، مثل تفاله چایی که تو قوری باشه!![]()
بعضی وقتها مسئولین نظام بیکار میشوند و چیزهای عجیب و غریبی را سر راه این جوانان میگذارند، بنده نیز از صافی گذشتم...شما هم از صافی بگذرید...در مجموع اینترنت از صافی نگذشته هیچ چیز خوبی نداره، مثل تفاله چایی که تو قوری باشه!![]()
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 22:37 در تاریخ چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388 توسط گاتیک مَن
|
به نام رنگ سبز، رنگ بهار، رنگ دوستی، سرود حیات و نغمه آزادی...
به نام تنی که رخت خون بر تن نکرد...سرخی شمر را رنگ خود نکرد...
به نام سبزپوشان هر دو هستی...پیروان اهل بیت و راه حق پرستی...
به نام دوم خرداد سید...موج سوم، روزی چون عید...
به نام آنانکه به دنبال ره او...شدند برنسیم سبز به هر کو...
به نام آنان که خود پیاده...همه مردم را میکنند سواره...
به نام مردی که اهل شعار نیست...زیر پرچم خلیج عربی سینه زن نیست...
به نام آنکه بخشنده خاک وطن نیست...سوژهی طنز خاص و عام نیست...
به نام مرد فرهنگ...مرد در جنگ...
به نام موسوی و جدش احمد.
بخشی از برنامههای اجتماعی میرحسین موسوی:
1- از بین بردن نگاه امنیتی به اقوام
2- ایجاد امنیت اجتماعی و مبارزه با تعرض به حریم شخصی مردم
3- تضمین حقوق بشر و اعمال آن در ایران
4- حذف زندانی سیاسی و ایجاد آزادی بیان
5- حمایت از پدید آورندگان آثار ادبی، هنری و علمی و از بین بردن ترس از تعقیب و مجازاتهای ناروا
6- از بین بردن بیاعتمادی نسبت به دانشجویان و برخورد با آنها
7- اصلاح وضعیت گزینشی کنکور (بومی کردن و تبعیض جنسی)
جهت گیریهای اصلی اقتصادی میرحسین موسوی:
1- حمایت از بخشهای مولد
2- عدالت اجتماعی با بالندگی اقتصادی
3- مهار زیاده خواهیهای گروههای غیر مولد
در نهایت اینکه میرحسین موسوی معجزه نمیکند و هیچ کس هم به یکباره وضعیت نابه سامان فعلی را نمیتواند اصلاح کند، بلکه آنچه ما و دیگران را به ایجاد نهضت سبز واداشته، نگرانی از به هدر رفتن و نابودی منابع اقتصادی و فرهنگی کشور و ترویج عوام فریبی و تظاهر است.
برنامههای میرحسین موسوی از همان روز اول که وارد انتخابات ریاست جمهوری شد کاملا شفاف بوده و هست، اما رسانههای گروهی به حدی به سرکوب، تحریف و سانسور میپردازند، که جایی برای بیان آنها نمیگذارند، بنابر این طرح رسانه سبز، هر نفر یک ستاد، تنها رسانه میرحسین موسوی است، بنابر این رسانه ما سینه به سینه، از دل به دل میروید تا گلستان سبز همه جا را در بر گیرد.
هدف از نهضت سبز، هدف میرحسین موسوی، هدف از اصلاحات، ایجاد ایرانی برای همهی ایرانیهاست، همان ایران سبز.
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 15:53 در تاریخ سه شنبه دوازدهم خرداد 1388 توسط گاتیک مَن
|
پس از تحقیقات بسیار، دوباره این ذهن مریض بنده تصمیم گرفت از وضعیت زنان در ایران باستان بنویسد، علی الحال فکر نکنید که این مقاله غرضورزی به تاریخ پاک و بیعیب و نقص ایران دارد، بلکه هدف خاصی را دنبال میکند که انشالله شما ملت غیور و فهیم آن را درک خواهید کرد.
نگاهی به وضعیت پوشش:
یکی از مشکلاتی که از اسلام میگیرند، وضعیت ظاهری اجباری و پوششی است که اسلام برای زنان قائل شده است. اما جالب است بدانید زنان ایرانی از ابتدا محجبه بودهاند و این چیزی جدید نیست که دست آورد اجبار باشد، بلکه هنجاری باستانی است!
در خرده اوستا، فصل آفرینگان دهمان، چنین ميفرماید: همگان نامی ز تو بر گوییم و همگان سَر خود را میپوشیم و آن گاه به درگاه دادار اهورمزدا نماز میکنیم.
عفاف زنان باستان ایرانی و البته زرتشتی بسیار ارجمند و مهم بوده است، به طوری که در تورات، باب استر، آیه ۱ نوشته شده است، وقتی خشایارشا از همسرش وشی طلب برهنگی در جمع را میکند، وی قبول نمیکند و بدین سان عنوان ملکه را از دست میدهد ولی استر یهودی اینکار را به درخواست خشایارشا میکند.
راستی دقت کردید چرا یک زن برهنه روی کتیبههای ایران نیست؟
پ.ن: البته اینا همهاش ماله قدیماست که زنا رو با گاو و گوسفند معامله میکردند یا اگر خیلی خوب بودن با طلا و نقره معاوضه میشدن...الان بهتره هر کسی خودش وضعیت ظاهریش رو انتخاب کنه به ما و ادیان یکتا پرستی هم ربطی نداره که بقیه چطوری میپوشن و چطوری میگردن.
در آئین زرتشتی: (لطفا با جنبههاش بخونند...مطلب تاریخی است!)
زنان را در قاعدگی راهی دشتانستان میکردند/میکنند تا مردان و اجسام در تماس با آنها را نجس نکنند:
یکی از قوانین آئین زرتشتی همین است، یعنی وقتی زن به این دوره رسید وی را از خانه بیرون میکردند و خلاصه زن حق انجام هیچ عملی نداشته و باید تمام این مدت رو در دشتانستان (کلبه مخصوص این موضوع) میمونده و وقتی این دوره تموم میشده میتونسته از دشتانستان بیاد بیرون و البته بد نیست بدونید قبلش باید غسل میکرده.
پ.ن: صد رحمت به ادیان ابراهیمی که به همون غسل خالی بسنده کردن و طرف رو حبس نمیکردند.
ازدواج در ایران باستان:
یک مدل مشابه با عقد امروزی به اسم " زنیِ پادِخشای" وجود داشته، یعنی تمام اجازه و امتیازات دختر از پدر به داماد منتقل میشده.
یک مدل مثل صیغه کردن داشتیم، که بسی از دید همسران اول نکوهیده است ولی نیاز به اثبات نداره، چون همه ثروتمندان و پادشاهان در داشتن حرمسرا بسیار مشهور بودند.
یک مدل خیلی بیغیرت گونه به اسم "چگر" وجود داشته، مردی که توانایی باردار کردن همسرش رو نداشته، اون رو به یه مرد دیگه میداده تا این لطف رو در حقش بکنه.
یک مدل خیلی زشت گونه به اسم "خویدوده" وجود داشته، که همان وضعیت ازدواج فامیلی و اینا بوده.
پ.ن: درج مطلب شده از تاریخ دریایی، صفحات 172، 177 و البته در مورد خویدوده میشه به یک نمونه سلطنتی در درباره هخامنشی نیز اشاره داشت.
جستار وابسته
زنان دیو سیرت یا فرشتگان آسمانی؟
-------پایان-------
پ.ن: یه چیزای دیگهای هم برای گفتن داشتم که از گفتنشون پشیمون شدم...به قول یارو گفتنی...بزار ملت با اسطوره سازی گذشته، عقدهها و کمبودهای فعلیشون رو تخلیه کنن...ما هم با خوشحالی این ملت خوشحالیم.
پ.ن: بازم میگم مطالب منبع داشت و اگر فکر میکنید منابع مشکل دارند، یخه من رو نگیرید، برید به زرتشت و دریایی و کتیبههای ایران گیر بدید و در ادامه اینکه با نظرات دقیقتون میتونید بنده رو خوشحال کنید.
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 3:46 در تاریخ یکشنبه چهارم اسفند 1387 توسط گاتیک مَن
|
گاهاً این قبیل مطالب، من را وادار میکند تا در تایید آنها بیربط چیزی بنویسم...
1- اجتناب از هر رقم کاری که درش لذت هست.
توضیح: حالا میتونه خوردن یک لیوان آب باشه یا خوردن یک لیوان دلستر یا خوردن یک لیوان ویسکی بردو و دیگر موارد مثل میهمانی، متر کردن خیابان، بالا و پایین کردن جُردن/فرشته/زعفرانیه و غیره...
2- آراسته نبودن ظاهر تحت هیچ شرایطی.
توضیح: یعنی شما اگر موهات بیشتر از یک دانه جو(!) سیخ شد، این حرامه، نماز و دین و زندگیت کلا قبول نیست. البته این مسئله در مورد ریش و ابرو نه تنها صدق نمیکنه، بلکه در این دو فقره سبب فزونی و قرب الهی میشه، یعنی اگر شما انقدر پشمالو باشید که فرق یک گوریل و انسان از شما آشکار نباشه، بلیط قرب الهی رو در دست دارید.
3- حضور در پیشگاه الهی با مندرسترین و ژولیدهترین حالت ممکن.
توضیح: علی الحال، اگر دوست دارید خدا خیلی با شما حال کنه، تا میتوانید باید کثیف و ژولیده باشید، مثلا قبل از رفتن به نماز جماعت، یک عدد جوراب از جنگ برگشته با لباسی که چند سالی هست نشستید به تن کنید و بعد در صفوف نماز جماعت حاضر بشید...این بیانگر خاشع بودن و معرفت شماست و کلا اینطوری انسان خیلی خاصی حساب میشید...اهل دین و با برکت و اینا.
4- خودتان را حدالامکان تا نفسی هست جر بدهید، اجرتان با صاحب مراسم.
توضیح: یعنی شما اگر در نقش هر شخصی در هر مجلسی حاضر شدید، اعم از عزا داری و شادی، سعی کنید دائما خودزنی کنید...جیغ بکشید...به سر و صورت اطرافیان و خودتان چنگ بندارید...ناله و گریه کنید و کلا اینطوری شما در درجه اول به امین آباد و بعد از آنجا در بَست به باغ فردوس (!) منتقل میشید و این هم یکی از راههای رسیدن به خداست.
5- اسباب مومن بودن را همیشه همراه داشته باشید.
توضیح: یعنی شما میبایست:
الف) فرق سر مبارک را از وسط یا از کنار باز کرده و به دفعات بر آن دست بکشید که بر کف سرتان کاملا بچسبد. ( بهتر است چندماه یکبار به حمام بروید که موجبات چسبیدگی فراهم شود)
ب) یک عدد تسبیح نسبت به قد و قوارهتان به دست بگیرید تا هرجا نشستید فوراً آن را از جیب خارج کرده و مورد استفاده قرار دهید.
ج) شلوار پارچهای، گیوه، پیراهن یقه گرد (فقط در رنگهای سفید و سیاه)، به جای کمربند هم چفیه ببندید.
د) اگر ریش دارید، هر از چندگاهی دستی به صورت مبارک بکشید و خدا را سپاس بگویید، اگر ریش ندارید دستی به دو عین بکشید و نفسی از حلق مبارک خارج کنید و اگر هیچ کدام را ندارید، دستتان هرز نرود.
پیرامون مبحث:
صد رحمت به دل صوفی که نه این ژسها رو داره، نه توصیفی برای خدا و نوع تصمیم گیریش برای جزا دادن به دیگران...همه مسلمون بودن از ظاهر فریبی اشباع شده...اگر آسمون چاک ميخورد و خدا میخواست یه چیزی بگه، شاید میگفت دست از این ریا کردنها بردارید، انقدر به جای من برای توصیف بد و خوب دیگران تصمیم نگیرید...
شما رو به صوفی شدن دعوت میکنم
، خوبی صوفی بودن در ایران طریقت بودن اون هست، همچنان اگر از این وجه دین نالانید، به جمع صوفیان بپیوندید...![]()
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 20:1 در تاریخ دوشنبه بیست و سوم دی 1387 توسط گاتیک مَن
|

مقدمه:
این موسیقی قشنگ با ریتم ملایم، آهنگی با نام "تصور کن" هست که یکی از برجستهترین خوانندگان راک انگلیسی به نام جان لنون در اوایل دهه هفتاد اون رو خونده و با استقبال عدهی کثیری از نقاط مختلف جهان رو به رو شده.
طرز فکر جان لنن نیاز به تحلیل و بررسی زیادی ندارد، شاید فقط کافی باشد همین آهنگ را گوش کنید تا متوجه کمونیسم بودن وی شوید. کمونیسم هر چند اشکالات بسیار زیادی دارد و ریشه کلی تفکر کمونیسم غلط باشد. اما میتوان آن را به نوعی تفکر انسان دوستانه فارغ از طبقه اجتماعی دانست.
در نهایت اینکه جان لنن در ۸ دسامبر ۱۹۸۰ توسط یکی از طرفدارانش با شلیک گلوله کشته شد، روحش شاد و یادش گرامی.
اطلاعات بیشتر درباره جان لنن...
Imagine there's no heaven
تصور کن هیچ بهشتی وجود نداره
It's easy if you try
آسونه اگر سعی کنی
No hell below us
جهنمی زیر پامون نباشه
Above us only sky
بالای سرمون آسمونه
Imagine all the people
تصور کن همه انسانها
Living for today...
برای امروز زندگی ميکنند...
Imagine there's no countries
تصور کن هیچ کشوری وجود نداره
It isn't hard to do
این کار سختی نیست
Nothing to kill or die for
هیچ دلیلی برای کشتن یا مردن نباشه
And no religion too
و همینطور هیچ مذهبی وجود نداشته باشه
Imagine all the people
تصور کن همه انسانها
Living life in peace...
در صلح و صفا زندگی ميکنند...
You may say I'm a dreamer
شاید بگی من خیال بافم
But I'm not the only one
اما فقط من یکی نیستم
I hope someday you'll join us
امیدوارم تو هم یه روزی به ما بپیوندی
And the world will be as one
و جهان یکپارچه بشه
Imagine no possessions
تصور کن هيچ مالکيتي نباشه
I wonder if you can
اگر بتونی تعجب میکنم
No need for greed or hunger
هيچ گرسنگي و طمعي وجود نداشته باشه
A brotherhood of man
برادری و انسانیت باشه
Imagine all the people
تصور کن همه مردم
Sharing all the world...
همه چیز دنیا رو با هم تقسیم کنند...
You may say I'm a dreamer
شاید بگی من خیال بافم
But I'm not the only one
اما فقط من یکی نیستم
I hope someday you'll join us
امیدوارم تو هم یه روزی به ما بپیوندی
And the world will live as one
و جهان یکپارچه بشه
پ.ن: از از سینا (Gothic Fancy) بخاطر بازبینی که روی ترجمه انجام داد و در بهتر شدن ظاهر متن در ساعت ۳:۱۱ بامداد روز چهارشنبه کمکم کرد یک تشکر ویژه میکنم.
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 2:36 در تاریخ چهارشنبه بیست و دوم آبان 1387 توسط گاتیک مَن
|
بالا میروم...بالاتر...و باز هم بالاتر...حال زمان آن رسیده که با بالهای قصد پرواز کنم...شیرجهای بیباکانه در دل آسمان تاریک شب که به روشنی روز برایم روشن است. پس میپرم...بالهایم را باز میکنم و به سمت بستری که زمین میخوانندش شیرجه میزنم. دیگر تمام شده است!
و این چنین بود که لحظهای از بام بلند زمین بر شهر دست ساز آدمیان نگاه کردیم. باشد که خداوند شاهد و آگاه بود از دلهای ما، از آن نفرتی که در نگاه بر آن خانههای کوچک و متعدد داشتم...مثل نبی که از رسالت خسته شده باشد و بر کوته فکری جامعه خویش نظر کند...
سنگ هزاران سال تمدن بر سینه میزنند و در روز خنجر بر سینه هم، شعار خدا دوستانه میدهند ولی در قرب شیطان سکنا دارند، از آنچه که نیست، هست ساختهاند ولی در ناکجا آباد، پس به چی میبالند؟ آنچه که اینان در پشت این برجهای فولادی یا زیر زمینهای کوچک به خفا دارند؟
ای کاش که آن روز زودتر بیاید که
داوود بخواند و بهشت را بارور کند
یوسف را بر دست خوش رویان بهشتی بیاورند
نوح بر جمع زمین خبر طوفان را بدهد
مسیح خفتگان را باز احیا کند
و باز هم محمد در پایان عالم را به نوای خوش خویش رهنما باشد.
پایان. اصلا سیاسی نبودا ![]()
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 9:51 در تاریخ یکشنبه بیستم مرداد 1387 توسط گاتیک مَن
|
بالاخر بعد از این همه وقت و رد کردن فشار بحثهای نه چندان جالب دوستان و نگاه کورکورانهاشون حوصلهام بر گشت یک چیزی بنویسم که نظرم و جلب کرده بودم، دقت کردید که چقدر توی این چند سال یعنی بعد از انقلاب کاربردهای امام زادهها و مساجد پیشرفت کرده!
خب 50 سال پیش رو در نظر میگیریم:
1- مسجد/ امام زاده محل عبادت
2- مسجد/ امام زاده مکانی مقدس که به آن خدا خانه هم میگفتن
3- مسجد/ امام زاده مکانی برای آرامش، اعتراض و محلی امن و حفظ شده برای کسانی بود که بهش پناه میآوردن
4- مسجد/ امام زاده جای ادای نذر بود
5- مسجد/ امام زاده محلی برای نیکوکارا بود
و...
خب سال 1387 رو در نظر میگیریم:
1- اولین چیزی که دیدم و خیلی مصرف میشه...دستشویی امام زاده یا مسجدها، مخصوصا اونایی که توی مکانهای شلوغ یا بین راهی هستن!
2- محلی شده برای مفت خورها که میان نذری بخورن! ( مکانی برای گرد همایی لاشخورها )
3- محلی برای سوء استفاده از عواطف مردم.
4- محلی برای چاپیدن مردم به بهانه ساخت و تعمیر و بازسازی و گسترش محل
5- محلی مناسب برای جیب بر ها
6- محلی مناسب برای تکدی گری
7- محلی مناسب برای کسب اعتبار و القاب مختلف در بین عوام ( حاجی، حاج آقا، سید و ... )
8- مکانی برای گرد همایی بسیجیان ( البته بسیجیان دنبال مزایایی چون: دفع خدمت، دفع کنکور، دفع گرفتاری، داشتن مزایای و در اولویت بودن برای کار گرفتن در همه جا، داشتن بن تخفیف در استفاده از اماکن دولتی، داشتن اسباب و وسایل لازم برای یک رزمنده ( بیسیم، گاز، تفنگ و..)، قدرت گیر دادن به مردم ( به میزان لازم) و در کل جایی برای ارضای عقدههای روانی)
۹- مکانی برای بچه دزدی ( به نقل از علی نیوز )
و...
به نظرتون واقعا دست آورد اسلامی سازی باید این باشه؟ به نظرم تاثیر معکوس داشته! ![]()
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 1:14 در تاریخ پنجشنبه ششم تیر 1387 توسط گاتیک مَن
|
همگی اینها در پشت چهره معصوم، ظریف و زنانه خود یک هیولای سیاست مدار را پنهان کردهاند، ننگی والاتر از آن نیست که در تاریخ به مکررات شاهد ازدواج مادر و فرزند، هم جنسگرایی و خریدن مردان قدرتمند به قیمت جسم زنانه باشیم، حال این سوال پیش میآید که ایا واقعا زنان انقدر ضعیف و حق باخته هستند که میگویند؟
قبل از خواندن ادامه این مقاله یا دادن هر گونه دفاعیه باید بدانید که من نه خنجر بر اسالت و پاکی زنان بستهام و نه معتقد هستم که تمام انگشتان یک دست یک شکل هستند، اما یک نکته حائز اهمیت است که بیشتر زنان در صورت بدست آوردن موقعیت مناسب از پشت نقاب زنانه و پر مهر خود خارج میشوند و برای تثبیت موقعیت و شرایط خود از هیچ کاری دریغ نمیکنند. حال خواهش دارم با دید منطقی و با تحقیق بیشتر و باز شدن پنجرههای بیشتر و تفکیک مسائل و ریشه یابی دقیقتر آنها به عمق فاجعههای ذکر شده پی ببرید.
اگر استر نبود، دین زرتشت تغییر نمیکرد و امروز اسرائیلی وجود نداشت.
اگر آمازونها نبودند، تخم لق فیمینیست گرایی بر سر زبانها نمیافتاد.
اگر سافو نبود، شاید همجنسگرایی در قالب امروزی رواج پیدا نمیکرد.
اگر تائیس نبود، هرگز تخت جمشید آتش نمیگرفت.
اگر زلیخا نبود، یوسف نسل پیامبران را از دست نمیداد.
اگر روشنک نبود، اسکندر فرهنگ یونانی را بر مردم تحمیل نمیکرد.
اگر موزا نبود سیاست رومی و نفوذ رومیان وارد دربار اشکانیان نمیشد.
اگر آتوسا مادر بود با فرزندش ازدواج نمیکرد تا برای اولین بار تفکر و اصول و اندیشه نازیسم را به عنوان خون پاک آریایی ایجاد کند.
اگر کلوپاترا نبود هرگز روم با مشکلات سیاسی و درون نظامی رو به رو نمیشد.
اگر حرمسرای شاه عباس صفوی نبود، هرگز شاه عباس پسرانش را نمیکشت، کور نمیکرد و نظام قدرتمند صفوی به دست افغانیها وحشی نمیافتاد.
اگر اشرف پهلوی نبود، هرگز محمد رضا شاه اینقدر به بدبختی و تکاپو نمیافتد.
و هزاران اگر و شاید دیگر که تاثیر زنان و حضورشان را در هر صحنه از تاریخ جهان شاهد هستیم و هیچ چیز برای معتقدین به دین بالاتر از اشتباه حوا که بلاگیر نسل آدم شد نیست...
حال به دنیای زنان و حمایت از زنان میرویم، آیا بحث داغ ناقص سازی زنان را تا به حال شنیدهاید؟ اگر نه شما را دعوت میکنم حتما به مسائل و حاشیه این بحث وارد شوید...هزاران بار از گوشه و نقاط مختلف جهان به گوش میرسد که دختران را به خواست و میل مردان ناقص میکنن...حال من این سوال را دارم، مادری که کودک خود را برای ناقص سازی میبرد و خود آن درد را چشیده است، برای چه این درد را به فرزندش تحمیل میکند؟ چون سنت است؟ پس احساس مادری کجاست...در صورتی که اگر آن مادر بخواهد هرگز چنین اتفاقی نمیافتد و هیچ کس هم آگاه نمیشود، هزاران بار مقالات مختلف را خواندهایم که اینکار برای هوس رانی مردان صورت میگیرد ولی با کمی تحقیق متوجه میشوید که اینکار حتی آن لذتی که از آن یاد میشود را نیز بر مردان نابود میکند...بیش از این وارد جزئیات نمیشویم، همین چند جمله کافیست تا کمتر این مسئله مطرح شود و کمتر خودمان را سرگرم کنیم....بهتر نیست به جای گفتن من...بگوییم ما و به فکر چارهای برای کودکان فقیر و معصوم دنیا باشیم که از دل کوچهها و خیابانها ناخواسته دزد و قاتل پرورش میابند، البته اگر زنده بمانند...
کمی به بحث داغ و شیرین اسلام و زن ستیزی وارد میشویم، آیا واقعا این چنین است؟ آیا زنان فقط برای اعراب نقش کالا را داشتند؟
باز هم پاسخ منفی است و میخواهم انگشت و نگاه کورکورانه شما را از روی این اعتقاد بردارم. اگر شما به دیدگاه اسلام نه مسلمانان نگاه کنید، متوجه میشوید که دین تماما در خواست احترام گذاشتن به زن را کرده است و حتی اگر به آیات الهی نگاه کنید، مفهوم و باری که از آیا به دست میآید ( از سوره نساء ) اشاره به ارج نهادن بر زن دارد، اما بر مرد نیز تکلیفی قرار داده است تا بر همسر خود کنترل داشته باشد یا بهتر بگوییم جزای زن خطا کار یا مرد خطا کار جز تنبیه است؟ و این ختم ماجرا نیست و مسلما کتابهایی چون صحیح بخاری و تاریخ طبری که کاملا غیر معتبر هستند و به دست دشمنان اسلام برای توجیه کثافت کاریهای زمان خودشان نوشته شدهاند، صحبتهای بیشتری برای گفتن دارند و البته دور از واقعیت...بحث نقش زنان را در دین را در همینجا تمام میکنیم...
حال به محمد به عنوان یک پادشاه و نه یک پیامبر نگاه میکنیم، آیا پادشاهان همین ایران خود که در آن فیمینیستها دم از حقوق زنان در تاریخ قبل از اسلام میزنند، بزرگترین و بیشتر آمار حرم سرای پادشاهان را نداریم یا حتی این حرم سراهای عظیم را با جلوهای پست تر در شرق و غرب نمیتوانیم پیدا کنیم؟
راه را دور نمیکنیم به دوره هخامنشیان میرویم، با بررسی زندگی استر و چگونگی انتخابش توسط خشایارشا بسیاری از مطالب آشکار میشود، این پادشاه کم اشتهای ایرانی خواجههای خود را با تعدادی سربازا به شهرهای مختلف میفرستاد تا زیبا ترین و بهترین دختران را برایش بیاورند و بعد از مدتی، هر شب با یکی از آنها شب را میگذراند و در نهایت یکی را انتخاب میکرد، این رسم منحصر به فرد خشایارشا نیست و مسلما سنتی در بین هخامنشیان بوده است و بعدها این شیوه را در اشکانیان و ساسانیان نیز میبینیم...
محمد حرم سرا نداشت و هیچگاه زنانش را کنار هم نگذاشت، هیچ کدام از آنها از داشتن محمد اعلام نارضایتی نکردند و حتی عایشه نه ساله نبود که به همسری محمد در آمد...کمی بهتر است با دید عمیقتر به فعالیتهای محمد نگاه کنید که از جمله آنها جلوگیری از کشتن دختران بود...
حتی اگر به تاریخ ایران خود نیز نگاه کنیم، شعرای ایرانی نیز کم از تیکه و کنایه انداختن به زنان و صاحب فرزندان دختران کوتاهی نکرده اند. حال از این مقایسه میگذریم و بیشتر از این را میگذاریم خودتان جویا شوید.
و جالب است بدانیم که اگر محمد و دینش زن ستیز بودند، هرگز محمد دخترش را اینقدر دوست نمیداشت و بر اخترام گذاشتن بر وی توسط دیگران پافشاری نمیکرد....و هیچگاه فاطمه نیز نقل قولی نکرد که پدرش زن ستیز بوده باشد.
در نهایت آنکه حقوق زنان نه در اسلام...بلکه توسط به ظاهر مسلمانان و حکومتهای دیکتاتوری مورد تهاجم قرار گرفته است و اگر شما با دقت به کشورهای دیگر مسلمان نشین دقت کنید، متوجه میشوید که زنان از آزادی کامل برخورداند و مسلمان نیز هستند...جالب تر آن است که بگویم...مگر در قرون وسطی مردم گفتن مسیح بد است که شما میگوید اسلام بد است...بهتر است همیشه بگویم مروجین خائنین اصلی هستند.
موفق باشید.
پ.ن: این مقاله صرفا برای مبارزه با عقاید و باور زنان نوشته نشده و نخواهد شد و فقط جنبه نوعی اطلاع رسانی را دارد تا بگوید زنان هم آنقدر که گفته میشود مظلوم نیستند.
پ.ن: این مقاله و صحت مطالب تاریخی آن کاملا معتبر و لینک شده است، امیدوارم استفاده کنید، فقط این تقاضا را دارم که فقط نخوانید، کمی فکر کنید که این اگرها اگر نبود، دنیای امروز ما چه ظاهری داشت.
پ.ن: قسمت دوم این مقاله به دلیل بیسواد بودن اکثریت مخاطبین و هم چنین گفتگوی بدون بررسی و تحقیق آنها و حتی کسانی که برای جلب توجه وارد عرصههای مختلف میشوند تا سینه دیگران را بزنند و کسانی که کمبودهای ناشی از نداشتن و نبودن چهره مطلوب امروزی رو در گذشته و چسباندن الفاظ مختلف به نیاکان خودشون جستجوی میکنند...هرگز نوشته نخواهد شد، به امید روزهای بهتر و افرادی با قدرت درک و بار محتوایی تاریخی بالاتر.
نظر دادن برای این مقاله نیز از تاریخ ۳۰ خرداد ۸۷ امکان پذیر نمیباشد و هیچ کدام از نظرات تایید نمیشود.
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 14:35 در تاریخ پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387 توسط گاتیک مَن
|